طوفان
لحظه ها در گذرند
و تو در گذار لحظه هایت
چنان متلاطمی که طوفان ها برایت شکسته اند
و چنان خیس و گیج که مرغان دریایی در تکاپوی تو هستند
ایستاده بر عرشه ٬ بر کشتی این چنین ویران ٬ در دریایی چنان تاریک
و آنچنان تنها که هیچ مردی نبوده.
+
٤:٤٢ ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱
← صفحه بعد
c.m
