یلدا

این سرد ترین و سیاه ترین که تمام می شود

این شروع دوباره که جشنش می گیریم

این دور هم جمع شدن در سیاهیِ غریب ترین روز زمین

بر شما مبارک

/ 5 نظر / 23 بازدید
آدم

به دیدنم اگر می آیی نرم آهسته نیا چیزی از چینی تنهای من نمانده برای ترک خوردن

امیر لاهوتی سال 87

نمیدانم مردم برای من غریبه اند یا من برای آنها.آنچنان از غریبه ها بیزارم که از این دنیا و آنچنان غریبه ام که میتوانم غربتت را احساس کنم ای یگانه ی بی همتا. در میان این غریبه ها ، این سیاهی نشینان، تو به ظاهر آشنایی اما به راستی که غریبی.تو برایشان غریب آشنایی و برای من آشنای غریب و چه چیز میتواند این مردم را در چشمانم بها بخشد در حالی که آشنای من برایشان غریب است. ******************************************** گاهی با خود اینگونه می اندیشم: پروردگارا ، آیا این منم که اینچنین از تو دور افتاده ام؟ این منم که آنقدر خود را بزرگ و نیرومند پنداشته ام که به تنهایی به دریا زده ام؟ آیا این منم که تو را در میان داستان کوتاه زندگی بین اعتقاداتم مدفون کرده ام؟ آیا این منم که اینچنین افسار میدرم...؟ پس آیا ، خداوندا زمان آن نرسیده که مرا به خود آری؟ زمان آن نرسیده تا ساحل را به من بنمایانی؟

شهباز

بعد از 2،3 سال اون گوشی 12 دو صفر قدیمیم رو از مادرم گرفتم اس ام اس هاش رو براش خالی کنم تو قسمت درفت هاش این 2 تا متن از شما بود گفتم شاید جالب باشه برات. این ها رو اون شب که با علی و محمد خونه ما بودین که درس بخونیم ارواح کلمون نوشتی.داستان فصل 4 فیزیک و شست ممد تو دیوار خونه و ...

شهباز

من که خیلی تغییری نمیبینم.

میس الی

یلدای عالی هم متعالی اونقدرا هم تاریک نیستا!!اصن یه دیقه اضافی ارزشه این همه شولوغ بازی نداره[زبان]