طوفان

لحظه ها در گذرند

و تو در گذار لحظه هایت

چنان متلاطمی که طوفان ها برایت شکسته اند

و چنان خیس و گیج که مرغان دریایی در تکاپوی تو هستند

ایستاده بر عرشه ٬‌ بر کشتی این چنین ویران ٬‌ در دریایی چنان تاریک

و آنچنان تنها که هیچ مردی نبوده.

/ 3 نظر / 22 بازدید
میس الی

ایول باع!ترکوندی این دفه اصن خفن...آنچنان که کلمات قاصر از بیان آنچه رخ داده و علی قسم هذه [نیشخند] بعد از یه مدت همچی یهو یه چی نوشتی که همه رو با خاک و خون یکی کنیا [نیشخند]این نوشته هه هم دس مریزاد داش هم ایول داش هم تشکر...والا

میس الی

قبلا ها هم تراوشات ذهنی تون بیشدَر بودا [نیشخند]

من

نوشته هاتون عالیه[گل]