تنها تو ...

 

از تو دورم اما نمی خواهم باور کنم که تو را کم دارم. می خواهم گمان کنم که بی تو هم می توانم. می خواهم به خودم ثابت کنم که به تکیه گاهی چون تو نیازی ندارم !

اما نمی شود ...

مدت هاست که این چنین نقش بازی می کنم اما بیش از این نمی توانم.

مدت هاست که نبودنت را از دلم پنهان می کنم. مدت هاست که تنهایی سر می کنم، برای فرار از این تنهایی دور و اطرافم را شلوغ کرده ام، اما

نمی شود ...

تو یک چیز دیگری !

تو معنای بودنی ، معنای ماندن. با این که من خیالت را همیشه دور می کردم از خود، اما تو میامدی تا در تنها ترین وقت هایم هم­­نفسم باشی. چه حیف که تو را پس می زدم و دنبال دیگران می رفتم ... اما ندانستم که تنها تویی که مرا برای خودم می خواهی، نفهمیدم تنها تو هستی که هیچ چیز از من نمی خواهی در قبال تمام خوبی هایت

هیچ وقت نفهمیدم که تنها تو بودی که عاشق بودی ....

تنها تو.

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحری نامه ها...

امیر!!! چیزی شده...تو که هنوز عشقتو داری مگه نه؟ آره مکالمه واقعی بود...یکی هست که همیشه اینجوری با هم حرف میزنیم....

مرتضی

امیر چرا واسه پستم نظر ندادی ها [عصبانی]

کسی که رو اعصابت قدم میزنه!!!!!

هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره به غم نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم ------------------------------- با اینکه چرت و پرت زیاد گفتی ولی خیالی نیست خوش باش[زبان]

شیدا

از انسانها غمی به دل نگیر,زیرا خود غمگین اند! با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند, زیرا به خود وحقیقت خود شک دارند... پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند...! شاید فردایی نباشد!

مرتضی

اون جمله ای که شیدا خانم گفتن فکر کنم مال دکتر شریعتی باشه.

مرتضی

زنده ای؟[تعجب]

تازه دارم معنی عشقو میفهمم,پس با اطمینان میتونم بگم فقط من عاشقم کاش آدما یه ذره عاشقارو درک میکردن اصلا چرا دور بریم تو یه ذره درک کن

2222

کسایی که عشقو نفهمیدن ازش حرف نزنن بهتره[عصبانی]